هانی و نیش زنبور عسل
همراه با مامانی رفته بودم خونه خاله جونم توی حیاط خاله یک کندوی عسل دیدم من اولین باره که زنبور عسل از نزدیک میدیدم و خیلی هیجان داشتم بدو بدو رفتم و دست توش آوردم میخواستم چندتاشونو بردارم و نازشون کنم اما زنبورای عسل از من خوششون نیومدو بهم نیش زدن اینم جای نیش این ورجک اما من دوستشون دارم آخه خیلی ناز نازی بودن یه روز تعطیل همراه با مامانی رفته بودم خونه خاله جونم و همونطور که در تصویر مشاهده می کنید این کندوی عسله من با دیدن کندوی عسل هیجان زده شده بودم بدو بدو رفتم و دست توش آوردم میخواستم چندتاشونو بردارم و نازشون کنم اما زنبورای عسل از من خوششون نیومدو بهم نیش زدن اینم جای ...
نویسنده :
از زبان هاني
23:48











